چهارشنبه ٢٢ آذر ١٣٩٦

ورود کاربران

 
 
فراموشی رمز عبور | ثبت نام

نظريه وجودي


وجودی (هستی گرایی)ماهيت فلسفي- انتخاب- مسئوليت- آگاهي- مرگ- تنهايي- آزادي
مجموعه‏ايي از عقايد و نظريه‏ها در مورد انسان است و بهتر است به آن روان درمان‏هاي وجودي گفته شود بروي مفاهيمي مثل انتخاب- مسئوليت- آگاهي- مرگ- تنهايي- آزادي- تأكيد دارد.
افرادي كه عقايد آنها در هستي‏گرايي تأثير داشته: رولومي- يالوم- فرانك- كيرگارد- سارتر
هدف اصلي وجود درماني: تشويق كردن مراجعان به فكر كردن درباره زندگي ؛گزينه‏هاي پيش روي آنها و انتخاب كردن است.
نظرية هستي‏گرايي دربارة ماهيت انساني: برداشت هستي‏گرايي از ماهيت انسان اين است كه انسان‏ها يك وجود تثبيت شده ندارد بلكه مرتباً از طريق برنامه‏هاي خويش وجود خويش را دوباره مي‏آفرينند پس انسان‏ها در حال شدن هستند.
وجود‏گرايي جنبه‏هاي اساسي انسان را اين گونه مي‏داند: 1- توانايي براي خودآگاهي 2- آزادي و مسئوليت 3- بوجود آوردن هويت خويش و ايجاد رابطة معني‏دار با ديگران. 4- جستجو براي معني‏ها- ارزش‏ها و اهداف. 5- اضطراب به عنوان شرط زيستن 6- آگاهي از مرگ نيستي
1- توانايي براي خودآگاهي ما به عنوان انسان مي‏توانيم بيانديشيم و تصميم بگيريم زيرا قادر به خودآگاهي هستيم اما متناهي هستيم و وقت نامحدودي نداريم كه آنچه در زندگي مي‏خواهيم انجام دهيم. 2- ما از توانايي اقدام كردن و يا اقدام نكردن برخورداريم عدم فعاليت نوعي تصميم‏گيري است. 3- ما مي‏توانيم اعمال خود را انتخاب كنيم بنابراين تا اندازه‏ايي سرنوشت خود را بوجود مي‏آوریم. 4- معنا حاصل پي بردن به اين نكته است كه چگونه به اين جهان افكنده شده يا قرار شده و احساس تعهد به صورت خلاق زندگي كردن است. 5- اضطراب وجودي آگاهي از آزادي خودمان است و جزء ضروري زندگي است. 6- ما در معرض تنهايي، پوچي، گناه و انزوا قرار داريم وظيفه درمانگر بالا بردن خودآگاهي مراجع است.
2- يكي از ويژگي‏هاي اساسي وجودگرايي اين است كه مراجعان آزادند تا از بين گزينه‏ها انتخاب كند تا در مورد كسي قرار بشوند تصميم بگيرند.
* انسان‏ها حاصل انتخاب‏هاي خودشان هستند و آزادي و مسئوليت دست در دست يكديگر دارند.
3- يعني افراد علاقه دارند يكتا و منحصر به فرد باشند اما در عين حال دوست دارند با موجودات ديگر و طبيعت ارتباط برقرار كند.
4 نوع وجود داريم: 1- وجود دنياي مادي. 2- وجود رابطه با ديگران. 3- وجود براي خود. 4- وجود معنوي.
انسان اصیل كسي  است كه هر 4 سطح وجود با هم ديگر هماهنگ هستند.
فرآيند اصيل  بودن خود به خودي نيست و مشكل خيلي از افراد اين است كه از افراد مهم در زندگي خود عقايد و ارزش‏هايي درخواست كرده اند. ما تبديل شديم به آنچه ديگران از ما انتظار دارند.
بخشي از وضعيت انسان تجربة نهايي است تنهايي زماني ايجاد مي‏شود كه ما تشخيص دهيم براي تأييد شدن خودمان به ديگران وابسته نباشيم يعني خودمان براي خودمان تصميم بگيريم.
4- تعارض‏هايي كه اكثراً مراجعان را به سمت مشاوره مي‏كشاند مسئله جستجو براي معناست. مثلاً من چرا اين جا هستم؟ از زندگي چه مي‏‏خواهم؟ چه چيزي در زندگي به من هدف مي‏دهد؟
درمان وجودي به مراجعان كمك مي‏كند تا معني زندگي خود را به چالش بطلبدÑ چرا كاري مي‏خواهي انجام دهي؟ ما با بدانيم مراجعان از زندگي چه مي‏‏خواهند.
بي‏معناييÑ خوب كه چي من كه آخر خواهم مرد. كه چي در آخر كه خواهم مرد. روان‏رنجوريي عمدة زندگي مدرن باعث خلاء وجودی مي‏شود. خلاء وجودي يعني به پوچي يا بي‏محتوايي اشاره دارد كه افراد سعي مي‏كنند به دنبال معنايي براي زندگي باشند زندگی به خودي خود بدون هدف است و اين ما هستيم كه به زندگي معنا مي‏دهيم.
گناه وجوديÑاحساس ناقص بودن يا پي بردن به اين نكته كه ما آن چيزي نيستيم كه بايد مي‏شديم اين آگاهي از آن است كه اعمال و انتخاب‏هاي ما، ما را بعنوان انسان كمتر از آنچه كه بايد مي شديم نشان مي‏دهند.
يافتن معنا در زندگي حاصل مشغوليت است كه شامل احساس تعهد نسبت به آفريدن- عشق ورزيدن- كاركردن و سازندگي است. از نظر فرانكل معناخواهي بعد حقيقي و واقعي انسان است.
 
اضطراب وجوديÑديدگاه وجودگرايي نسبت به اضطراب وجودي است و مي‏گويند به جاي اجتناب بايد با آن روبرو شد و امري سازنده است. اضطراب وجودي برخاسته از شرايط اجتناب‏ناپذير انسان است. رولوميÑ ما بهاي سنگيني را براي دور زدن اضطراب وجودي مي‏پردازيم. زماني دستخوش اضطراب مي‏شويم كه از آزادي خود براي خارج شدن از امور شناخته و وارد شدن به قلمرو ناشناخته استفاده كنيم.
هدف درمان وجودي از نظر دورزن- اسميتÑ ترغيب درمانجويان براي تشخيص منبع ناامني و اضطراب و حل و فصل آن‏هاست.
وظيفه درمانگران: درمانجويان را ترغيب كنند كه از طريق 1. موضع‏گيري
                                                                                    2. انجام دادن يك عمل
                                                                                    3. تصميم‏گيري 
                                                             4. جرأت روبه‏رو شدن با زندگي را پيدا كنند.
 
 
 
* درمان اضطراب وجودي با تولد تازه عقيده‏اي در ارتباط است.
6- آگاهي از درك و نيستيÑ يكي از مسائلي كه انسان‏ها با آن روبرو هستند اجتناب‏ناپذير بودن مرگ است و بايد به صورت معني‏دار دربارة مرگ بيانديشند مرگ ما را با انگيزه مي‏كند تا به صورت كامل زندگي كرده تا از هر فرصتي براي انجام دادن كاري معني‏دار استفاده كرد.
هدف اصلي درمان: رسيدن مراجعان به اصالت است يعني اين كه آزادي خود را بپذيرند و مسئوليت آن را قبول كنند.
وظيفة درمانگرÑ 1- شناخت دنياي ذهني مراجعان 2- ايجاد رابطه درماني خوب 3- تمركز روي شرايط فعلي مراجعان 4- تأكيد بروي مضامين وجودي مثل: مرگ- مسئوليت- تنهايي- آزادي.
انتقاد به اين نظريه: به دليل ماهيت فلسفي كاربرد آن براي مشاوران جوان و تازه كار و آنهايي كه ذهنيتي فلسفي ندارند مشكل است. رواندرماني به صورت منظم بيان نشده است.*
 

Copyright © 2012: SanjeshServ.ir , all rights reserved
This website was optimized for display sizes 1024 by 768 pixles and up