یکشنبه ٧ خرداد ١٣٩٦

ورود کاربران

 
 
فراموشی رمز عبور | ثبت نام

رفتادرماني


تاريخچه رفتار درماني: به قدمت پيدايش تمدن است مكتب رفتار درماني ريشه در روانشناسي اصالت رفتار دارد. واتسون اولين بار روانشناسي اصالت رفتار را مطرح كرد.

پاولوف، مفهوم شرطي سازي كلاسيك را مطرح کرد

پاولوف، نتيجه گرفت برخي از محركهاي خنثي مي‏توانند بر اثر مجاورت با محركهاي طبيعي خاصيت طبيعي را پيدا كند كه به اين شرطي‏سازي مي‏گويند. همچنين متوجه شد زماني كه ما محرك شرطي را پي در پي بدون محرك طبيعي مي‏آوريم و تكرار مي‏كنيم كم‏كم خاصيت شرطي شدن از بين مي‏رود و به اين پديده خاموشي می گویند.

تعميم: پاسخي كه در برابر يك محرك داده مي‏شود در برابر محركهاي مشابه با آن محرك نيز داده مي‏شود.

تقويت: عملي كه بدنبال يك پاسخ بيايد و احتمال وقوع آن پاسخ را افزايش مي‏دهد.

محرك غيرشرطي همان تقويت است.

تنبيه: ارائه يك محرك آزار دهنده بدنبال وقوع يك رفتار نامطلوب براي كاهش يك رفتار.

·        تنبيه مثبت: ارائه يك محرك آزار دهنده بدنبال وقوع يك رفتار نامطلوب براي كاهش يك رفتار

·        تنبيه منفي: از آوردن يك محرك. بدنبال يك عمل خودداري مي‏شود.

اسكينر وثراندايك شرطي سازي كنش‏گرا را مطرح كردند.

شرطي‏سازي فعال : كه فرد خودش پاسخ را ساطع مي‏كند و نيازي به محرك نيست.

ثراندايك پدر علم روانشناسي تربيتي معروف است و يادگيري را بر اساس 3 قانون آمادگي،اثر،تمرين بيان مي‏كند.

قانون آمادگي: يك موجود زنده به لحاظ جسمي و رواني آماده براي انجام يك كار بشود.

اثر: رفتاري كه پاداش گرفته تكرار می شود و رفتارهايي كه پيامد نامطلوبي داشته‏اند خاموش مي‏شود.

تمرين: هر چه يك رفتار را بيشتر تمرين كنيم بيشتر ياد مي‏گيريم.

در كل وي عقیده دارد كشش و انگيزه در انسان ذاتي نيست بلكه نتيجه تحريك و آموزش است.

كاربرد اصول شرطي سازي كلاسيك را در درمان رفتار درماني مي‏گويند و بيشتر بر يادگيريهاي هيجاني تأكيد مي‏كند.

كاربرد شرطي‏سازي فعال را تغيير- تعديل يا اصلاح رفتار مي‏گويند.

* در يادگيري مشاهده‏ايي الگوسازي خيلي مهم است.observational

ماهيت انسان:

انسان ذاتاً نه خوب است نه بد. ارگانيزم تجربه گراست مثل يك صفحۀ سفيد است. يك موجود واكنش‏گر است. توسط يك محرك بيروني تحريك مي‏شود.

رفتارگرايان: مفهوم ارادة آزاد را بيان مي‏كنند. انسان حاصل محيط است. فلسفة جبري اين نظريه اين است كه هر رفتاري كاملاً توسط عوامل پيشين تعيين مي‏شود و انگيزه‏ها كلاً نشأت گرفته از عوامل بيروني هستند. شرطي سازي كنشگر بر پيامدها تأكيد دارند. انسان حاصل آموخته‏هاش است چيزي نيست جز يادگيريهايش.

مفهوم اضطراب و بيمار رواني

براساس قانون يادگيري مي‏باشد.

مشكلات رفتاري پاسخ‏هاي نامناسبي هستند كه در مقابل محركهاي بيزار كننده آموخته مي‏شود.مثال، فردي دچار مشكلات خانوادگي روي به الكل مي‏آورد.

ولپي: روان‏نژادي هر نوع عادت پايدار از رفتار ناسازگار مي‏داند كه از راه يادگيري حاصل مي‏شود پس روان‏نژدي زادة قصور فرد در يادگيري است.

از نظر سالتر ريشة همة مشكلات مردم منع است و نوروز حاصل ممانعت تحريكات طبيعي است كه بوسيلة اطرافيان والدين و اقوام انجام مي‏گيرد.

دالارد و ميلر: نظرية روان كاوي را در قالب واژه‏هاي يادگيري بكار مي‏بردند آنها معتقد هستند رفتار نوروتيك بر يك كشمكش عاطفي ناهشيار مبتني است كه معمولاً از دوران كودكي سرچشمه مي‏گيرد.

آنها نوروز را يك كشمكش گرايش- پرهيز مي‏دانند كه در آن تمايل به اجتناب و پرهيز شديدتر از تمايل به گرايش است و در درمان به جاي آن كه تمايلات گرايش بيمار افزوده شود از تمايلات او به پرهيز كاسته مي‏شود.

 

روان درمانی:

رفتار درماني: حقيقت كاربرد اصول يادگيري براي تغيير رفتار است. از اين رو رفتار درمانگران بدنبال اين هستند كه بدانند مراجع چگونه ياد گرفته است و يا ياد مي‏گيرد. چه عواملي يادگيري او را تقويت مي‏كند. چگون مي‏توان فرآيند يادگيري او را تغيير داد.

هدف رفتار درماني: اين است كه ارتباطات نامطلوب ميان بين محرك و پاسخ از بين برود.

انتظار از روان درمانی

از نظر پاپن هدف نهايي رفتار درماني اين است كه به مراجع ياد داده شود كه در تبيين وتغيیر رفتار خويش متخصص شود. و اين فرد بتواند طرح‏هاي مناسب رفتاري را تدوين و اجرا كند. مثلاً براي كاهش اضطراب و همچنين به جاي تقويت كننده‏هاي بيروني به تقویت كننده‏هاي دروني برسد.

نكته: در جريان درمان تعيين هدف با مشكلاتي همراه است:

1- ممكن است مشكل متعلق به خود مراجع نباشد بلكه به فرد ديگري مربوط باشد.

2- مشكل ممكن است بصورت يك احساس مطرح شود.

3- مراجع ممكن اصلاً هدفي نداشته باشد(مي‏گويد از زندگي ناراضي‏ام لذت نمي‏برم).

 4- مراجع نمي‏داند كه هدفش نامناسب است.(تمام آدم‏ها را از خود راضي نگه دارد) در اين مورد از روش مواجه استفاده مي‏كنيم و پيامدها را به او گوش زد مي‏كنيم تا آگاه بشود.

5- ممكن است مراجع در انتخاب هدفش تعارض داشته باشد(مراجع بين ازدواج كردن و ادامه تحصيل مردد است) و نهایتاً مراجع فكر مي‏كند كه مشكلي ندارد و مي‏خواهد فقط با مشاور گپ بزنند (تعيين هدف بر عهدة هردوي آنها است مراجع و مشاور).

هاسفورد: يك فرآيند نظام‏دار، را براي مشاور بيان مي‏كند، يعني گام به گام:

 1- اولين قدم مشخص سازي مسئله.

 2- تعيين اهداف مشاور.

3- رفتار مراجع را ثبت و مشخص كردن.

4- موقعيتهاي مشاور را تعيين و اجرا كردن

تکنیکهای رفتار درمانی:

1-ثبات تقويت: مشاور براي ايجاد رفتار در مراحل اولية وقوع آن رفتار بطور ثابت و هماهنگ به تقويت مي‏پردازد ولي بعد از تشكيل رفتار مطلوب طبق يك برنامه متناوب از تقويت استفاده مي‏كند تا ثبات رفتار بوجود آيد.

2-خاموش‏سازي يا حذف رفتار: حذف تدريجي يك تقويت. هر چقدر سابقة پاسخ در رفتار فرد طولاني‏تر باشد آن پاسخ ديرتر خاموش مي‏گردد.

3-آموزش شیوة متوقف کردن فکر: در این تکنیک از مراجع خواسته مي‏شود تا چشمانش را ببندد و خود را در موقعیتی قرار دهد که در آن افکار اضطرب زا و بیهوده را با خود بازگو مي‏کند. هنگامی که مشاور حدس مي‏زند که مراجع بخشی از این افکار را به ذهنش فرا خوانده است، فوری بر سرش داد مي‏زند که «متوقف کن!»در اینجا رشته افکار مراجع پاره مي‏شود و برای مدتی نمی تواند به افکار قبلی برگردد..

4-اظهار وجود self ossertieness : براي همة جور احساس به جز اضطراب بكار مي‏رود. اين تكنيك براي رفع اضطرابهاي بوجود آمده از روابط اجتماعي متقابل افراد به كار برده مي‏شود و اين تكنيك فرد را قادر مي‏سازد محيط را به طور بهتر و مثبت‏تري زير نفوذ بگيرد و مانع اضطرابهاي بي‏دليل خويش شود. اين تكنيك براي دفاع از خود است.

5-انزجار درماني: نوعي كاربرد اصل منع متقابل است. منع كردن يك چيز با يك چيز ديگر به منظور از بين بردن عادت شرطي در زمينه تفكر و حركات و موارد استعمال آن بيشتر در معالجه حالات اضطراري و اجباري و عادت به چيزهاي نامناسب است مثل مواد مخدر، الكل،هم‏جنس‏گرايي.

6- حساسيت‏زدايي منظم: اين تكنيك مشهورترين تكنيك ولپي است يعني رفع گام به گام اضطراب. مثلاً کسی که ترس از پرندگان دارد اولين قدم اين است كه به او آموزش استراحت بدهیم(فرد بتواند خود را relax كند). دومين قدم، درجه‏بندي ترس از پرندگان(فرد از كمترين محرك شروع مي‏كند تا بيشترين محرك). نوشتن پرنده/ تصوير/ ديدن پرنده از پشت پنجره/ نزديك شدن/ لمس كردن.

رفع حساسیت منظم:  سه فرآیند دارد:

 آموزش عمیق استراحت عضلانی، تنظیم سلسله مراتبی از اضطرابهای مراجع و همراه کردن مداوم و تدریجی حالتهای استراحت و آرامش عضلانی با محرکهای اضطرابزای جدول اضطراب تدریجی و گام به گام است. بر اساس منع متقابل استوار است.

7- شكل‏دهي به رفتار: در اين روش مشاور در صدد است تا رفتار مطلوب را در مراجع ايجاد كند در اين راه به تقويت رفتارهايي مي‏پردازد كه شبيه رفتارهاي مورد نظر است.

8- الگوسازي:  براساس اصول يادگيري اجتماعي استوار است. در اين تكنيك مشاور، مراجع را با الگوهاي مناسب رفتاري مواجه مي‏كند تا مراجع از آنها الگو برداري كند.

شيوة الگوسازي در  مورد بچه‏هاي عقب مانده- در خود فرو رفته و بزرگسال روان‏پريش بسيار مناسب است.

9-ايفاي نقش: استفاده از يادگيريهاي اجتماعي، ممكن است نوعي الگوسازي به حساب آيد در اين حالت مراجع با نقش‏هاي مختلف مواجه مي‏شود تا از راه مشاهده اين نقش‏ها در مورد رفتار خود بصيرت كسب كند. يكي ديگر از شيوه‏هاي ايفاي نقش كه به آن درمان با نقش ثابت گفته مي‏شود اين است که این شيوه براي تعديل خصوصيات شخصيتي خاص در مراجع مورد استفاده قرار مي‏گيرد.

 

Copyright © 2012: SanjeshServ.ir , all rights reserved
This website was optimized for display sizes 1024 by 768 pixles and up