دوشنبه ٧ فروردین ١٣٩٦

ورود کاربران

 
 
فراموشی رمز عبور | ثبت نام

تفسير آزمون نيو (NEO)




مفهوم سازی و تفسیر تست

به منظور تفسیر نتایج NEO-PI-R آزمایشگر باید بداند که مقیاس ها چه چیزی را اندازه می گیرند و بتوانند نمرات مقیاس ها را در قالب یک نیمرخ معنی داری یکپارچه کنند.

معنی نمرات مقیاس

مقیاس ها تقریبا صفات نرمال را در توزیع طبیعی اندازه می گیرند. اغلب افراد نمراتی در حد متوسط مقیاس ها می گیرند و درصد کمی از آنها در دو انتهای منحنی طبیعی قرار می گیرند.  لازم است که این توزیع طبیعی وقتی که مفهوم نمرات هر فرد تفسیر می شود، به خاطر سپرده شود. مقیاس ها اغلب به راحتی با مفاهیم بالا و پایین بیان می شوند اما تفاوت افراد در این مقیاسها اغلب به راحتی با مفاهیم بالا و پایین بیان می شوند اما تفاوت افراد در این مقیاس ها مهمتر از این دو حد است و مقیاس های حد انتهایی حاوی مضامینی از جنبه های خاص است.

صفات شخصیتی نسبت به سایر افراد سنجیده می شود تا نسبت به صفات موجود در خود فرد. مفسرین تست نئو باید از ذکر مقوله های شخصیتی متقابل در یک جا اجتناب کنند. اگرچه صحبت از مقوله درونگرا و برونگرا یا هر دو در یک جا راحت است اما مقیاس نئو یک بعد پیوستاری را ارائه می دهد و اغلب اشخاص به عنوان فردی میانگرا توصیف خواهند شد. یعنی ترکیبی از تمایلات برونگرایی و درونگرایی را نشان می دهند. این اصل در تمام مقیاس های ابعاد و صفات دیگر نیز به کار می رود.

در طراحی فرم های نیمرخی و گزارش های تفسیری نئو مولفین بهتر دیده اند که نتایج را در پنج سطح خلاصه نمایند:

1.     خیلی پایین

2.     پایین

3.     متوسط

4.     بالا

5.     خیلی بالا

گرچه درصدها کمی متفاوت از درصدهای منحنی نرمال است. در تمام افرادی که این تست را اجرا کرده اند، به طور تقریبی،

·        38 درصد نمرات در حد متوسط (55 تا 45=T

·        24 درصد نمرات در حد بالا (65 تا 56=T

·        24 درصد نمرات در حد پایین (44 تا 35=T

·        7 درصد نمرات در حد خیلی بالاتر (66 و بالاتر=T

·        و خیلی پایین (34 و پایین تر=T) می باشد.

این سیستم تمایز خیلی خوبی را نسبت به مقوله های ساده ممکن می سازد اما این کار در عمل کمی پیچیده است.

در مفهوم سازی صفات شخصیتی اندازه گرفته شده توسط تست نئو خط واحدی افرادی را که صفتی را دارند از اشخاصی که این صفت را ندارند، جدا نمی کند. داشتن حد پایین یا متوسط در یک مقیاس ازاین تست می تواند به اندازه یک حد بالا آگاهی بخش باشد.

البته در مواردی وجود حد مشخصی لازم است که این حد از طریق تجربی برای یک یا چند مقیاس از این تست به دست می آید. اما این حد ایجاد شده فقط برای مقاصد خاصی که عنوان شده است، معتبر خواهد بود  و نباید جایگزین تفسیرهای کلی مقیاس ها شود.

حیطه های تست نئو

این تست به منظور عملی کردن مدل پنج عاملی شخصیت ساخته شده و چارچوبی از صفات اصلی شخصیت ارائه می دهد که در خلال چهار دهه گذشته بسط و گسترش یافته است. عوامل پنج گانه اساسی ترین ابعاد شخصیت را تحت صفات مشخص شده، هم در زبان طبیعی و هم در پرسشنامه های شخصیتی ارائه می دهد.

تحقیقات متعدد و گوناگون نشان می دهد که این عوامل جامعه بوده و می تواند شخصیت افراد را در جهات گوناگون تبیین نماید. هر یک از عوامل به وسیله گروهی از صفات مرتبط با یکدیگر تعریف شده اند. این صفات مرتبط با یکدیگر به عنوان صفات فرعی[1] نامیده شده و مجموع این صفات حیطه یک عامل را تشکیل می دهند. جمع اندازه های این صفات، اندازه های یک عامل را تشکیل می دهد.

با توضیح وضع فرد در هر یک از عوامل پنج گانه می توان یک شرح جامعی فراهم نمود که بتواند وضع عاطفی، اجتماعی، تجربی، نگرشی و انگیزشی فرد را مشخص سازد. مقیاس های حیطه نئو عوامل شخصیت را در این سطح اندازه می گیرد و مقیاس های صفات فرعی تحلیل گسترده تری براساس اندازه های خاص صفات در داخل هر یک از عوامل ارائه می دهد.

قدماول در تفسیر یک نیمرخ نئو بررسی مقیاسهای پنج بعد اصلی برای درک شخصیت در سطح وسیع می باشد. هریک از موارد توضیح داده می شود.

I.                        روان نژندگرایی (N)

موثرترین قلمرو شخصیت تقابل سازگاری یا ثبات عاطفی با ناسازگاری یا روان نژندگرایی می باشد. متخصصان بالینی انواع گوناگونی را از ناراحتی های عاطفی چون ترس اجتماعی، افسردگی و خصومت را در افراد تشخیص می دهند، اما مطالعات بیشمار نشان می دهد افرادی که مستعد یکی از این وضعیت عاطفی هستند احتمالا وضعیت های دیگر را نیز تجربه می کنند. تمایل عمومی به تجربه عواطف منفی چون ترس، غم، دستپاچگی، عصبانیت، احساس گناه و نفرت مجموعه حیطه N را تشکیل می دهد. هر چند N  چیزی بیشتر از آمادگی برای ناراحتی های روانشناختی دارد.

شاید عواطف شکننده مانع از سازگاری می شود. مردان و زنان با نمره بالا در N مستعد داشتن عقاید غیرمنطقی هستند و کمتر قادر به کنترل تکانشهای خود هستند و خیلی ضعیف تر از دیگران با استرس کنار می آیند.

هم چنان که اسم این عامل نشان می دهد، بیمارانی که به طور سنتی به عنوان نوروتیک تشخیص داده شدند کلا، نمره بالایی در اندازه های N به دست می آورند. اما مقیاس N این تست همانند سایر مقیاس هایش یک بعد از شخصیت سالم را اندازه می گیرد. نمرات بالا ممکن است نشانه احتمال برای ابتلا به برخی از انواع مشکلات روانپزشکی باشد. اما مقیاس های N  نباید به عنوان اندازه ای برای اختلالات روانی در نظر گرفته شود. ممکن است به دست آوردن یک نمره بالا در مقیاس N با یک اختلال قابل تشخیص روانی همراه نباشد، از طرفی تمام اختلالات روانیبا نمره بالا در N همراه نیست. به عنوان مثال یک فرد ممکن است اختلال شخصیت ضداجتماعی داشته باشد بی آنکه نمره بالایی در N داشته باشد.

افرادی که نمرات آنها در N پایین است دارای ثبات عاطفی بوده و معمولاً آرام، معتدل و راحت هستند و قادرند که با موقعیت های فشارزا بدون آشفتگی یا هیاهو روبه رو شوند.

II.                        برون گرایی (E)

برونگراها البته جامعه گرا بوده اما توانایی اجتماعی فقط یکی از صفاتی است که حیطه برونگرایی دارای آن است. علاوه بر آن، دوست داشتن مردم، ترجیح گروه های بزرگ و گردهمایی ها، با جرات بودن، فعال بودن و پرحرف بودن  نیز از صفات برونگراها است. آنها برانگیختگی جنسی و نیز تحریک را دوست دارند و متمایلند که بشاش باشند. همچنین سرخوش، باانرژی، و خوش بین نیز هستند. مقیاس های این حیطه به طور قوی با علاقه به ریسک های بزرگ در مشاغل همبسته است.

هر قدر که نشان دادن مشخصات برون گراها آسان است به همان اندازه نشان دادن ویژگی های درونگراها مشکل است. در برخی از توصیف ها درونگرایی باید به منزله فقدان برونگرایی در نظر گرفته شود. تا به عنوان ضد برونگرایی. از این رو افراد درونگرا خوددارترند تا غیر دوستانه، مستقلند تا پیرو، یکنواخت و متعادل اند تا تنبل و دیرجنب. وقتی منظور این است این افراد ترجیح می دهند تنها باشند، شاید گفته شود که این افراد کمرو هستند. افراد درونگرا لزوماً از اضطراب های اجتماعی رنج نمی برند. گرچه این افراد روحیه بسیار شاد برونگراها را ندارند ولی آدم های غیرخوشحال یا بدبینی نیستند. خصوصیات گفته شده شاید در مواردی عجیب یا بعید به نظر برسد اما آنها به کمک تحقیقات متعددی برآورده شده اند و موجب پیشرفت های مفهومی در مدل پنج عاملی شده اند.

این تحقیقات موجب شکسته شدن کلیشه های ذهنی که صفات متقابلی چون شاد-ناشاد، دوستانه-خصمانه و معاشر-کمرو را به هم متصل می کنند، گردیده و اطلاعات جدیدی را در مورد شخصیت به وجود آورده است.

III.                        انعطاف پذیری (O)

به عنوان یک بعد اصلی شخصیت، انعطاف پذیری در تجربه خیلی کمتر از E و  N شناخته شده است. عناصر انعطاف پذیری چون تصور فعال، احساس زیباپسندی، توجه به احساسات درونی،تنوع طلبی، کنجکاوی ذهنی و استقلال در قضاوت، اغلب نقشی در تئوری ها و سنجش های شخصیت ایفا نمودند. اما به هم پیوستگی آنها در یک حیطه وسیع و تشکیل عاملی از شخصیت به ندرت مطرح بوده است.

اشخاص منعطف هم درباره دنیای درونی و هم درباره دنیای بیرونی کنجکاو هستند و زندگانی آنها از لحاظ تجربه غنی است. آنها مایل به پذیرش عقاید جدید و ارزش های غیرمتعارف بوده و بیشتر و عمیق تر از اشخاص غیرانعطاف پذیر هیجان های مثبت و منفی را تجربه می کنند.

سایر مدل های پنج عاملی این مدل را عقل نامیده اند و نمرات انعطاف پذیری با آموزش و نمرات هوش همبسته است. انعطاف پذیری مخصوصاً با جنبه های مختلف هوش چون تفکر واگرا که عاملی در خلاقیت می باشد، مربوط است.  اما انعطاف پذیری مترادف با هوش نیست. برخی اشخاص خیلی باهوش در مقابل تجربه بسته هستند، متقابلا برخی اسخاص خیلی انعطاف پذیر ظرفیت هوشی خیلی محدودی دارند.

مردان و زنانی که نمره پایینی در انعطاف پذیری می گیرند، متمایلند که رفتار متعارف داشته و دیدگاه خود را حفظ نمایند، این افراد تازه های آشناتر را ترجیح می دهند و پاسخ های عاطفی آنان خیلی محدود است.

گرچه انعطاف پذیری و انعطاف ناپذیری ممکن است در شکل های دفاع های روانی به کار رفته تاثیر کند.اما شواهدی وجود ندارد که نشان دهد انعطاف نا پذیری، به تنهایی یک عکس العمل دفاعی تعمیم یافته است. برعکس به نظر می رسد که اشخاص انعطاف ناپذیر به طور ساده یک حیطه محدودتری دارند اما ثبات بیشتری در علاقه به حیطه فعالیت خود نشان می دهند. همچنین آنان متمایل به حفظ وضعیت اجتماعی و سیاسی هستند، اما این افراد نبایدبه عنوان افراد قدرت طلب در نظر گرفته می شوند. انعطاف ناپذیری به نابردباری، خصمانه یا قدرت طلبی پرخاشگرانه دلالت ندارد. این ویژگی هابه احتمال زیاد نشانه درجه دلپذیری در سطح خیلی پایین است.

متقابلاً اشخاص انعطاف پذیر غیرسنتی و غیرمتعارف هستند. علاقه مندند  همیشه سوال کنند و آماده پذیرش عقاید سیاسی و اجتماعی و اخلاقی جدید هستند. این تمایلات نباید این چنین تلقی شوند که آنها افرادی غیراصولی هستند. یک فرد انعطاف پذیر ممکن است به سیستم ارزش های خودمسئولانه پاسخ دهد، همچنان که سنت گرا ها می کنند. فرد انعطاف پذیر ممکن است از نظر روانشناسان خیلی سالمتر یا رشدیافته تر باشند اما ارزش انعطاف پذیر یا انعطاف ناپذیر بستگی به اقتضاهای یک موقعیت دارد و افراد هر دو گروه کارهای مفید و موثری در جامعه انجام می دهند.

IV.                        دلپذیر بودن (A)

همانند برونگرایی، دلپذیر بودن مقدمتاً بعدی از تمایلات بعدی از تمایلات بین فردی است. یک فرد دلپذیر اساساً نوع دوست است، او نسبت به دیگران همدردی کرده و مشتاق است که کمک کند و باور دارد که دیگران نیز متقابلاً کمک کننده هستند. درمقابل فرد غیر دلپذیر ستیزه جو، خودمدار و شکاک نسبت به دیگران بوده و رقابت جو است تا همکاری کننده.

افراد بسیار مایلند که دلپذیر بودن را هم به عنوان صفتی که از لحاظ اجتماعی مطلوب است و هم از لحاظ روانی حالت سالمتری است، ببینند. این امر نیز حقیقت دارد که افراد دلپذیر مقبول تر و محبوب تر از افراد ستیزه جو هستند، ولی باید توجه داشت که آمادگی برای جنگیدن برای منافع خود هم یک امتیاز است و لذا دلپذیر بودن درمیدان جنگ یا در صحن دادگاه فضیاتی محسوب نمی شود. همچنین تفکر انتقادی و بدبین بودن در علم نیز به تحلیل های صحیح علمی کمک می کند. هیچ یک از دو قطب انتهایی این عامل از نقطه نظر جامعه مطلوب نیست و نیز هیچ یک لزوماً در مورد سلامت روانی فرد نیز مفید نمی باشد. هورنای (1945) در مورد دو تمایل نوروتیک "حرکت بر علیه مردم" و "حرکت به طرف مردم" بحث نمده است که این دو شبیه شکل مرضی دلپذیر بودن و ستیزه جو بودن می باشد.

نمره پایین در A با حالات خودشیفتگی، ضداجتماعی و اختلال شخصیتی پارانویید همراه بوده در حالی که نمره بالا در A با اختلال شخصیتی وابسته همراه است.

V.                        باوجدان بودن (C)

تعدادی از تئوریهای شخصیت بخصوص تئوری روان پویایی به کنترل تکانه ها توجه دارند. در طول دوره رشد اغلب افراد یاد می گیرند که چگونه با آرزوهایشان کنار بیایند و ناتوانی در جلوگیری از تکانه ها و وسوسه ها کلا نشانه ای از بالا بودن N در میان بزرگسالان است.

کنترل خود، همچنین می تواند به مفهوم قدرت طرح ریزی خیلی فعال، سازماندهی و انجام وظایف محوله به نحو مطلوب نیز باشد. تفاوت های فردی در این موارد اساس با وجدان بودن است.

فرد با وجدان هدفمند، بااراده و مصمم می باشد. افراد موفق، موسیقی دانان بزرگ و ورزشکاران به نام این صفات را در حد بالا دارند. دیگمن و تاکوموتوچوک این حیطه را "تمایل به موفقیت" نامیده اند.

نمره بالا در C با موفقیت شغلی و تحصیلی همراه است. نمره پایین در C ممکن است موجب شود که فرد از باریک بینی لازم، دقت و پاکیزگی زیاد و معتادکار بودن اجتناب کند.

با وجدان بودن جنبه ای از آن چیزی است که مدتی منش نامیده شد. افراد با نمره بالا در C زیاد دقیق، خوش قول و مطمئن هستند اما افراد با نمرات پایین لزوماً فاقد اصول اخلاقی نیستند. اما در به کارگیری اصول اخلاقی زیاد دقیق نیستند. همچنین آنان در تلاششان برای رسیدن به هدفهایشان بیحال هستند. مدارکی وجود دارد که این افراد خیلی لذت گرا بوده و علاقه زیادی به امور جنسی دارند.



[1] . facets

Copyright © 2012: SanjeshServ.ir , all rights reserved
This website was optimized for display sizes 1024 by 768 pixles and up