یکشنبه ٧ خرداد ١٣٩٦

ورود کاربران

 
 
فراموشی رمز عبور | ثبت نام

گفتگو با کارآفرينان


 

محمد رضا ایوبی، دانش آموخته کارشناسی ارشد شیمی آلی از دانشگاه شریف و مدیر عامل شرکت همگرایان تولید(کپکو)

به کوشش مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف

لطفاً خودتان را معرفی کنید و بفرمایید چه مقطع تحصیلی را در دانشگاه شریف گذرانده­‌اید؟
من محمدرضا ایوبی هستم، دوره­‌ی کارشناسی را در دانشگاه آزاد شهرری در رشته­‌ی شیمی کاربردی گذراندم و سال 76 با رتبه­ی 1 کنکور کارشناسی ارشد در رشته ی شیمی آلی در دانشگاه شریف پذیرفته شدم.


آقای مهندس کار را از چه زمانی آغاز کردید؟
من دوران دانشجویی را درس می‌خواندم و اعتقاد داشتم که کار را باید حرفه‌ای انجام داد. در مقطع کارشناسی ارشد بود که به این نتیجه رسیدم که باید وارد بازار کار بشوم، با توجه به اینکه رتبه اول المپیاد و کنکور بودم انگیزه‌های زیادی داشتم که وارد مقطع دکترا بشوم ولی عملاً این تصمیم را گرفتم که وارد بازار کار شوم. معتقدم که فعالیت‌های ما باید نتیجه‌بخش باشد یعنی ارزش­‌های شخصی و اجتماعی را شامل شود. اکثر فارغ‌التحصیلان در کشور ما به دلایل مختلف تمایل دارند که تا جای ممکن ادامه تحصیل دهند و شاید دلیل اصلی آن ریسک یافتن کار با شرایط مناسب باشد. این ریسک را من پذیرفتم و به این مسیر وارد شدم. در انتهای دوره‌ی کارشناسی ارشد توسط یک شرکت شیمیایی جهت یک پروژه تحقیقاتی به کار دعوت شدم و خیلی مشتاقانه آن کار را پذیرفتم اگرچه خیلی­‌ها آن کار را کوچک می‌پنداشتند.


آقای مهندس این شرکت را خودتان تأسیس کردید یا بعد از فارغ‌التحصیلی وارد آن شدید؟
بعد از اینکه فارغ‌التحصیل شدم در زمینه‌ی صنعت رزین و پلیمرها وارد کار شدم و پس از دو سال کار در شرکت‌های خصوصی، با یکی از دوستان هم‌دانشگاهی تصمیم گرفتیم که این شرکت را راه‌اندازی کنیم، شرکت "همگرایان تولیدرا در سال 82 تأسیس کردیم. سال 83 پروانه بهره‌برداری برای تولید مجموعه‌ای از قطعات پلاستیک گرفتیم، سال 85 دسته‌ای دیگر از محصولات را اضافه کردیم و در سال 86 محصول سوم را تولید کردیم، به طور کلی سه دسته محصولات را ما در حال حاضر تولید می­‌کنیم که به دو بخش پلیمری و شیمیایی تقسیم می‌شوند
 

 

آقای مهندس تعریف شما از مسئله‌ی کارآفرینی چیست؟ خودتان را کارآفرین می‌دانید؟

کارآفرین کسی است که ایجاد ارزش می‌کند. تعریف عمومی که می­‌توانم بگویم این است که کارآفرینی تبدیل یک سری فرصت‌ها و ظرفیت‌ها به پول است، در همین راستا فرصت‌های جدید شغلی ایجاد می‌شود. شاید در قالب تعریف‌هایی که در این ادبیات مصطلح است، من به عنوان یک کارآفرین باشم. فعالیت ما شامل تولید محصولاتی بود که بعضاً در بازار ایران کمتر شناخته شده بودند. امروز تعدادی شرکت در این زمینه کار می­‌کنند که برخی از آنها کارمندان ما و  برخی عاملین پخش ما بوده‌اند و ما از این جهت خوشحالیم که باعث ایجاد طیفی در حیطه‌ی کسب و کار بوده­‌ایم علاوه بر اینکه شرکت همگرایان تولید روند رشد بسیار خوبی را تاکنون طی کرده است
 

 

حدوداً چند نفر کارمند دارید؟
حدوداً پنجاه نفر


با توجه به نوع محصول و صنعتی که دارید در آن کار می­‌کنید، آیا از قبل محصولات شما جاهای دیگر هم کارآفرینی به وجود می­‌آید؟
هم اکنون در حدود پانزده شرکت به عنوان نماینده‌ی شرکت همگرایان تولید در سطح کشور فعال می­‌باشند که این­‌ها هرکدام برای خودشان دفتر و امکانات دارند، هرکدام از نمایندگان ما عوامل زیرمجموعه دارند، ما در تهران الان دو نماینده‌ی فعال داریم که هر کدام از آنها حداقل 10 عامل فروش در زیرمجموعه‌ی خودشان دارند و شاید بگویم غیرمستقیم حداقل 100 نفر بعد از پرسنل ما وابسته به این شرکت هستند و در ارتباط کاری با ما می­‌باشند.


شرکت­‌های مخاطبتان چطور؟ چه دسته­‌ای از شرکت­‌ها مخاطب محصولات شما می‌باشند؟
تمرکز ما در بازار ساختمان و به طور خاص در صنعت بتون است. تولیدات ما در بتون استفاده می‌شود و در دوام­‌دهی بتون مورد مصرف قرار می­‌گیرد
ما سه دسته محصول تولید می­‌کنیم، دسته‌ی اول اسپیسرهای پلاستیکی بوده که شاید 100 سال در دنیا قدمت دارد ولی این محصول در ایران با تأخیر زیادی وارد شده است و تا چندی قبل افراد کمی حتی در حوزه‌ی صنعت ساخت و ساز بودند که با این محصولات آشنا بودند. محصول اسپیسر در چارچوب یک فعالیت بازرگانی- تولیدی حرف‌ه­ای در سال 83 توسط شرکت همگرایان تولید به بازار عرضه گردید. از سال 83 تا 88 ما تبلیغات گسترده‌­ای راجع به این موضوع کردیم. در نمایشگاه­‌ها شرکت کردیم، سمینار دادیم، مقاله نوشتیم و حتی کتاب منتشر کردیم. شاید برای یک شرکت نوپا با ساختار مدیران و سهام‌داران جوان کاری بسیار سخت و طاقت‌فرسا بود که با تمام محدودیت‌ها که مهم‌­ترین آن مالی بود، توانست عقب‌ماندگی در این صنعت را تا حد زیادی جبران کند و امروز خوشحالیم که اسپیسر در بازار ایران شناخته شده است و شرکت­‌های جدیدی وارد این عرصه شده‌­اند و امیدوارم در آینده‌ی نه چندان دور، شاهد استفاده‌ی الزامی از این محصول در پروژه‌­ها باشیم. اکنون در حال رایزنی برای تدوین استاندارد این محصول می‌باشیم. کارهای مقدماتی صورت پذیرفته و امیدواریم در مدت زمان کوتاهی این مهم به سرانجام برسد. اسپیسر یک ابزار مفید جهت پروژه­‌های بتنی مسلح می­‌باشد. این ابزار باعث می­‌شود که پیمانکاران ساختمانی با سرعت و دقت بالا آرماتوربندی را انجام دهند و جلوی خطاهای ابعادی را بطور قابل توجهی می­‌گیردایجاد کاور مناسب بر روی میلگردها باعث جلوگیری زنگ‌زدگی میلگردها در داخل بتن به مرور زمان می‌­شود. اگر پوشش مناسب بتن بر روی میلگرد رعایت نشود، با نفوذ عوامل خورنده زنگ می‌زند و با افزایش حجمی که می­‌دهد باعث ترکیدن بتن می‌­شود و این عامل یکی از مهم‌ترین عوامل کاهش عمر سازه­‌های بتنی شناخته می­‌شود. دقت در اجرای این کاور می‌تواند عمر یک سازه‌ی بتنی را تا 5 برابر افزایش دهد. اسپیسر اولین محصولی بود که تولید کردیم. دایره‌ی مشتریان ما تمام پیمانکاران ساختمانی، مسکونی، سدسازی، تونل‌سازی و هرجایی که بتون مسلح استفاده می‌­شود، هستند
دسته‌ی دوم محصولات ما واتراستاپ یا نوارهای آب‌بند پی‌وی‌سی هستند که این نوارها در درزهای اجرایی و انبساطی بتون استفاده می‌شوند. به دلایل مختلف در داخل بتون درز ایجاد می‌شود. این درزها در سازه‌های آبی و فاضلابی باید مهار شوند و نوار آب‌بند وسیله­‌ای است که برای این کار استفاده می­‌شود. این محصول در سدها، تونل‌ها، مترو، تونل انتقال آب، تصفیه‌خانه‌ها، استخرها و هر جایی که سازه‌ی بتونی با آب در تماس است یا تحت فشار هیدرولیکی آب باشد باید در این درزها به کار رود. حتی ساختمان مسکونی که در اعماق زمین کار می‌شود باید درزهای آن در برابر نفوذ آبهای زیر زمینی با نوار آب‌بند مسلح گردد
دسته‌ی سوم محصولات ما افزودنی‌های شیمیایی بتون می­‌باشند که این محصولات برای بهبود کیفیت بتون در مراحل ابتدایی و پس از سخت شدن به کار می­‌روداین مواد از لحاظ اقتصادی شاید یکی از مهم‌ترین موادی هستند که در کشور ما جدیداً به آن توجه شده است. نسبت به اروپا، آمریکا و کشورهای پیشرفته در این صنعت عقب هستیم. در حال حاضر شرکت­‌های معدودی در این حوزه به کار مشغول می­باشند ولی رشد این شرکت‌ها زیاد می‌باشد. مشتریان ما در این زمینه هم عمدتاً پروژه‌های بزرگ عمرانی، پروژه‌های آبی-فاضلابی هستند. تولیدکنندگان بتن آماده که یکی از اصلی­‌ترین متولیان در خصوص بتن می­‌باشند هنوز خیلی به این مواد رقبتی نشان نمی­‌دهند ولی تدریجاً این فضا در حال تغییر است. سمینارها و همایش­‌هایی به منظور فرهنگ‌سازی این مقوله در حال انجام می­‌باشد و مدت زیادی طول نمی­‌کشد که استفاده از افزودنی­‌های شیمیایی در بتن­‌های آماده اجتناب‌ناپذیر خواهد شد. در دنیای امروز تعریف بتون نسبت به گذشته تغییر کرده و یک آیتم دیگر به آن اضافه شده و آن افزودنی‌های شیمیایی استقبلا سیمان، شن، ماسه و آب بود، الان سیمان، شن و ماسه، آب و افزودنی‌های بتون است.


آیا تحریم روی کار شما هم تأثیری دارد؟ این تأثیر مثبت است یا منفی؟
تحریم که 100% تأثیر داشته است و برآیند آن منفی است. ممکن است در یک سری جاها برای ما فرصت‌هایی ایجاد می‌شود و حضور شرکت‌های خارجی در بازار کم می­‌شود ولی برآیند کلی آن منفی است. بخشی از مواد اولیه‌ای که استفاده می‌کنیم داخلی می­‌باشند، این‌ مواد در مدت کوتاهی پس از افزایش قیمت دلار متوسط 50% افزایش قیمت پیدا کرده‌اند. ما وابستگی در این‌ها به کشورهای خارج نداریم ولی با این حال افزایش قیمت قابل توجهی را شاهد بوده‌­ایم. در مورد مواد وارداتی این افزایش قیمت شدیدتر بوده است و این افزایش قیمت­‌ها باعث رکود در بازار شده است. در شرایط رونق است که ما می‌توانیم بهره‌برداری خوبی از بازار داشته باشیمتحریم با ایجاد نوسانات و استرس‌هایی که در بازار، چه در سطح بازار مواد اولیه، چه در سطح مشتریان ما وارد می­‌کند، به ساختار عملیاتی شرکت‌ها و از همه مهم‌تر شرکت­‌های تولیدی آسیب می­‌رساند. شرکت­‌هایی که برای زنده ماندن دست به تعدیل نیروهای بعضاً با تجربه‌ی خود می­‌زنند بزرگ‌ترین آسیب در سطح خرد و کلان به اقتصاد می‌باشد، در رکود ممکن است یک سری از شرکت­‌ها سود ببرند ولی آن هم کوتاه‌مدت استبه طور خلاصه  این شاکله اقتصادی وقتی که ضعیف شد همه آسیب می‌بینند.


آقای مهندس شرکت شما یک شرکت دانش‌بنیان است؟ 
می‌توانم بگویم هست!


آن دانش اولیه کار خودتان بوده یا دانش وارداتی بوده است؟
به طور کل می­‌توانم بگویم که ما امروز اگر بتوانیم یک دانشی را بومی کنیم به هدف بزرگی نایل شده‌­ایم. فاصله‌ی زیاد ما با کشورهای پیشرفته و توسعه‌یافته در حوزه‌­های مختلف واقعیتی انکارناپذیر است. ما نیاز داریم در حوزه­‌های بسیاری به جذب و سازماندهی تجربیات باارزش دنیای امروز در کمترین زمان ممکن دست یابیم. شرکت همگرایان با بضاعت محدود خود سعی کرده که با محور دانش و اطلاعات رشد کند و فکر می­‌کنم بطور کلی خوب عمل کرده است
در مبحث اسپیسر شرکت همگرایان تولید با مطالعات و تحقیقات گسترده، استانداردهای روز دنیا را جمع­‌آوری کرده و با مطالعه بر روی شرکت‌های مطرح جهانی به این سطح رسیده که امروز بسیاری از اسپیسرهای رایج در بازار با طرح­‌های ابداعی این شرکت به عرضه می­‌رسدتدوین استاندارد این محصول با توجه به استانداردهای مطرح جهانی دیگر اقدامی است که ما در صدد انجام آن می­‌باشیم. این موارد همگی در بومی­‌سازی یک صنعت جدید مؤثر بوده است و کسب‌وکار ایجاد شده ناشی از جمع‌آوری همین اطلاعات بوده است
در موضوع  واتراستاپ شرکت کپکو تدوین‌کننده استاندارد واتراستاپ در ایران استواتراستاپ کالای بسیار مهمی در پروژه­‌های آبی و فاضلابی می­‌باشد. مطالعات زیادی بر روی این موضوع صورت گرفته است و اکنون در حال تدوین بخش دوم همین استاندارد می‌­باشیم. هدف ما نزدیک شدن به کیفیت در سطح استانداردهای جهانی است اگر چه این افزایش سطح استاندارد برای ما هزینه­‌ها را افزایش می‌دهد
در مورد افزودنی­‌های بتن نیاز به مطالعه‌ی بسیار زیاد می‌­باشد و تمرکز عمده‌ی شرکت کپکو در حال حاضر جمع‌آوری اطلاعات و تحقیق و توسعه‌ی مواردی است که از طریق مطالعه و انجام آزمایش‌های لازم به دانش این محصولات بطور ریشه­‌ای دست یابیم. با تجربه­‌ای که از بازار افزودنی بتن داریم می­‌توانم بگویم اکنون عرضه‌ی این کالا در حال انجام است و اکثر شرکت‌های تولیدی در این حوزه بیشتر در زمینه‌ی تأمین و توزیع این کالا فعالیت دارند و کارهای پایه­‌ای مطالعاتی حتی در دانشگاه­‌های ما کم صورت گرفته است. هدف کپکو ورود به بحث بومی‌سازی دانش افزودنی­‌های بتن می­‌باشد.


کار شجاعانه و واقعاً ارزشمندی است، تا حالا پیش آمده با این استانداردهایی که خودتان تدوین کرده‌اید فاصله‌ای داشته باشید و نتوانید دانشتان را به آن برسانید؟
بله! ما در استاندارد بخش اول واتراستاپ که تدوین کردیم، بعد از اتمام کار، مجبور شدیم تمام قالب­‌های خودمان را عوض کنیم و حدوداٌ 50 میلیون تومان هزینه‌ی مستقیم کردیم تا محصولاتی منطبق با این استاندارد تولید کنیم و قالب‌های گذشته را مستهلک کردیم. اختلاف ما با استانداردهای جهانی در این استاندارد اگرچه برای ما هزینه‌ساز بود ولی آن را برطرف کردیمنتیجه‌ی این تغییرات به سرعت برای ما در پروژه‌­های بزرگ به مزیت رقابتی تبدیل شد و امروز مدعی هستیم که به عنوان برند برتر در این محصول در بازار مطرح می‌باشیم.


واقعا از این مسئله که شما مطرح کردید خیلی لذت بردم و این باید خیلی مورد توجه قرار گیرد که همه‌ی صنعت­‌ها و شرکت­‌های ایران با یک همچنین طرز تفکری کار بکنند، قطعاً ما در آینده‌ای خیلی نزدیک کشورمان جز کشورهای مطرح و پیشرفته می‌شود. آقای مهندس تعریفتان از موفقیت چیست؟ آیا خودتان را آدم موفقی می‌دانید؟
موفقیت یک واژه‌ی کلی است که شاید با تعداد کمی شاخص نتوان آن را ارزیابی کرد. جمله‌ای که من در ابتدای پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد آورده‌ام با موضوعیت موفقیت است. رومن رولان در جمله­‌ای می‌گوید: "تنها موهبتی که در موفقیت نهفته است امکان کمک به دیگران است". ما ممکن است امروز با برخی شاخص­‌ها، یک سری افراد را موفق و  یک سری را ناموفق بدانیم، ولی بر اساس این دیدگاه خود موفقیت ابزاری است برای به تعالی رساندن خود و دیگران. اینکه موفقیت چه فرصت­‌های اجتماعی برای شما ایجاد می­‌کند و شما چقدر از آنها می­‌توانید استفاده کنید و این موفقیت را در خدمت جامعه قرار دهید مهم است.


حالا با این تعریف شخص شما از موفقیت، فکر می‌کنید کدام جنبه در موفقیت شما تأثیرگذارتر بوده؟ هوش، پشتکار، یا موقعیت و امکانات؟
پشتکار!


این شرکت را با همراهی گروه خاصی ایجاد کردید؟ 
تأسیس اینجا بر پایه­‌ی دوستی بوده است. با یکی از دوستان دوره‌ی دانشگاه تفکر ورود به تولید را داشتیم، ولی موانع این راه برای دو دانشجوی کم‌تجربه زیاد بود. پس از فراغت از تحصیل یک سری تجربیات را توانستیم کسب کنیم که تا حدی ما را برای ورود به این مسیر آماده کرد. ایشان در زمینه‌ی بازرگانی وارد شدند؛ شروع به واردات مواد، صادرات کالا کردند. من در بحث تخصصی و فنی وارد شدم و شاید توانایی هر کدام از ما در دو حوزه‌ی متفاوت باعث شد که بتوانیم یک تیم را شکل دهیم.


پس شما در واقع به یک گروه موفق، معتقد هستید. یک گروه موفق چه شاخصه‌هایی باید داشته باشد که بتواند یک مرکز کارآفرین ایجاد کند و یا یک شرکت موفق را تأسیس بکند؟
مهم­ترین آن به نظر من این است که افرادی که این گروه را تشکیل می‌دهند یک درک خوبی از همدیگر داشته باشند، با تفکرات هم آشنا باشند و هدف مشترک داشته باشند. خیلی هدف‌ها هستند که بزرگند ولی تیم چون نمی‌تواند همدیگر را خوب درک کند آن هدف­ها عقیم می‌ماند، فکر می­کنم اولین گام این است که افراد تیم از نقاط قوت و ضعف همدیگر  شناخت داشته باشند و این را بپذیرند و بتوانند یک هم­افزایی در آن ایجاد کنند، ممکن است با یک نفر بتوان دوستی خوبی داشت ولی الزاماً نمی­توان در یک حوزه‌ی اقتصادی مشارکت کردپیشنهاد مشارکت و همکاری از طرف افراد زیادی به من شده و غالب آنها را به دلایلی قانع به انصراف کردم و در مواردی هم شده که حرکتی شده و ناموفق بوده است. ریشه­یابی این تجربیات مرا به این نتیجه می­رساند که تشکیل یک تیم کار مهمی بوده و فقط با رفاقت و دوستی نمی­توان به موفقیت رسید.


آقای مهندس نگاهتان به دانشجوهای جوان فارغ‌التحصیل چگونه است؟ دانش بروز آن‌ها را به نوعی بالاتر می‌دانید یا تجربه‌ی گذشتگان را؟
این موضوع یک بحث عمومی در محافل ارتباط دانشگاه و صنعت است. صنعت به یک موضوع چطور نگاه می‌کند و دانشگاه به همان موضوع به چه نحوی می‌نگرد. این تجربه را من داشتم؛ در دوران فوق‌لیسانسم چون هدف خود را گذاشته بودم که به‌ طور خاص وارد صنعت بشوم با خیلی از استادها، همکلاسی‌ها، همدوره‌ای‌ها صحبت می‌کردم، در مورد نظرم نسبت به دانشجویان می‌توانم بگویم که دانشجویان ما به‌ طور خاص در دانشگاه‌های بزرگ مثل دانشگاه شریف، دیدگاهشان نسبت به صنعت فاصله‌ی زیادی دارد. همین فاصله را خود من هم داشتم. دانشجویی که فارغ‌التحصیل می‌شود، یک دوره‌ای را باید بگذراند تا بیاید و در یک حیطه‌ی اقتصادی وارد کار بشود. این می‌تواند صنعت باشد، می‌تواند بازرگانی باشد، اسم این فاصله تجربه است. تحقیقات نشان می‌دهد تقریباً 50% دانشی که ما بدست می‌آوریم از شکست‌هایی است که حین اجرا بدست می‌آوریم. حدود 5% از دانشی که قابلیت تولید ارزش دارد از دانشگاه و مراکز علمی به دست می­آید. 5% در جایگاه خودش عدد بسیار مهمی است. یعنی 5 اگر نباشد این 100 کامل نمی‌شود. ولی می­توانم بگویم که دور و بر خودم را که نگاه می­کنم خیلی از افراد هستند که اصلاً  دانشگاه نرفته‌اند ولی آمدند این دانش را بدست آوردند. فضای کار فضای متفاوتی است. انتظار اینکه امروز از دانشگاه فارغ التحصیل می­شوم و دیگران باید بیایند که از دانش من استفاده کنند تفکر غلطی است. یک دانشجو برای اینکه به بهره­وری برسد و ایجاد سود بکند ممکن است مدتی را نیاز به کسب تجربه داشته باشدبخش اقتصادی بخصوص در ایران نسبت به هزینه بسیار حساس است. درست یا غلط این موضوع که یک نفر باید بیاید و زمانی کسب تجربه کند، در فرهنگ کارفرمایی ما معمولاً قابل پذیرش نیست بخصوص که این فرد بخواهد حقوق بالایی را مطالبه کند. روز اول که وارد کار شدم در مورد حقوقم صحبت نکردم ولی وقتی در مورد حقوق صحبت شد گفتم که پس از مدتی مرا ارزیابی کنید هر چقدر که فکر می­کنید مناسب است موافقم. به نظر من افراد فارغ‌التحصیل باید برای یادگیری کار هزینه کنند این به همان اندازه­ی دانشگاه مهم است، جایی مشغول به کار شوند و به حقوق آن فکر نکنند، و مدتی برای سود و مسائل مالی کار نکنند تا به اندازه­ی کافی تجربه کسب کنند، این می­تواند به موفقیت آنها در آینده کمک کند، من خودم این کار را کرده‌ام.


آقای مهندس برای شما چه عاملی در رشدتان مهم بود؟
علاقمندی! من کاری که انجام می­دهم را دوست دارم و اگر کاری را دوست نداشته باشم نمی پذیرم. به نظر من یکی از مهمترین رموز رشد و موفقیت، انجام با علاقه‌ی کارها است. این که قرار است چه فوایدی برای من داشته باشد در درجه‌ی دوم اهمیت است. من شیمی خوانده‌ام و بسیار به این رشته علاقمندم. علاقمندی من در این رشته باعث موفقیت من در دانشگاه گردید. در صنعت در هر حوزه­ای که وارد شدم به سرعت چنان به آن موضوع علاقمند شدم که تمام ذهن مرا به خود مشغول کرد. پس از ورود به حیطه‌ی کسب و کار چنان شیفته‌ی مباحث مدیریتی شدم که عمده وقت مرا به خود اختصاص داد. کتاب خواندم، کلاس‌های مرتبط با مباحث مدیریتی را گذراندم و با علاقه در این فضا به تجربه پرداختم.به­نظر من این جمله بسیار حکیمانه از جبران خلیل جبران را باید بر لوح دل نوشت که "اگر جز با ملالت و بیزاری کاری از تو نمی آید، بهتر است کار خود را ترک کنی و بر دروازه‌ی معبد نشینی و صدقات کسانی را که با عشق کار می کنند بپذیری."


آقای مهندس جای خالی چه مهارت و آموزه­هایی را در دانشگاه خالی می­بینید؟
این سؤالی است که واقعاً  برای خود من هم مهم است. فکر می­کنم که شاید گره‌ی کار ما در دانشگاه‌ها و فارغ‌التحصیل‌هایمان باشد. یک مهارت‌های حداقلی لازم است که در دانشگاه­ها گذرانده شود. یعنی امروز حاضرم بخشی از دانش تخصصی­ام حذف شود، چون که اصلاً  به آن در صنعت نیازی ندارم و جای آن چیزهایی بیاموزم که امروز به آنها نیاز دارم. بحث‌های مدیریتی، اجتماعی، کار تیمی، مباحث مالی، مباحث اقتصادی، یک دانشجو زمانی که فارغ‌التحصیل می­شود باید با مباحث اقتصادی آشنا باشد، باید با پول آشنا شود و بداند که ارزش زمانی پول چیست، اینها مسائلی است که من وقتی وارد کار شدم با آنها آشنا شدم. شاید به جرئت بگویم که هزینه‌ی کسب همین دانش اولیه برایم حداقل 500 میلیون تومان، هزینه‌ی مستقیم و غیر مستقیم داشته است یعنی به طور مستقیم رفتم دوره گذراندم، غیر مستقیم در کارم خطا کردم. خطاهای کمی هم نبوده، جاهایی بوده که اشتباه کردم و این به خاطر عدم دانش من بوده است و بعداً آن را با تجربه بدست آوردم یعنی اگر یک دوره‌ی اقتصاد صنعتی، حسابداری، مدیریت مالی در حد محدود گذرانده بودم و یا مثلاً با تدوین یک طرح تجاری آشنا بودم، شاید با هزینه‌ی کمتر و در زمان کمتری به اهداف فعلی می­رسیدم. شاید نیاز باشد در سطح کلان آموزشی به این هزینه­های فرصت با دقت بیشتری توجه شود.


آقای مهندس یک مسئله­ای که الآن در جامعه‌ی ما مطرح است، مسئله‌ی تکریم کارآفرینان است. به نظر شما بهترین نحوه تکریم کارآفرینان چیست؟ به نظر شما این مسئله  لازم است و یا خیر؟
در کشورهای توسعه یافته رایج است که افراد موفق در حوزه­های مختلف به مردم با مکانیسم درستی معرفی شوند و به عنوان شاخص در اجتماع مطرح شوند بیل گیتس امروز یک برند است یعنی وقتی نام بیل گیتس آورده می­شود، ارزش آفرینی، قدرت، هوش، انسان دوستی و غیره در ذهن تداعی می­شود. یعنی کسی مثل بیل گیتس می­شود نماد ارزش! وقتی شما با زندگی خصوصی و عملکرد بیل گیتس آشنا می­شوید می­بینید که چه الگوی خوبی را دارند اجرا می­کنند. فکر می­کنم که الگوسازی با یک فرآیند مدیریت شده­ای به انجام می­رسدآدم­های پولدار در دنیا زیادند. یک کار بنیادین و سیستماتیک باید انجام شود. افراد کار آفرین باید با احترام به جامعه معرفی شوند. گاهاً شاهد آن هستیم افراد موفق در حوزه‌ی کسب و کار در قالب افراد فرصت طلب و منفی معرفی می­شوند. این برای یک جامعه نوعی بیماری است که با افرادی که فرصت­هایی را به شکل شفاف به ارزش­های اقتصادی تبدیل می­کنند این­گونه معرفی شوند.در اطراف ما کارآفرینان مثل ستاره­هایی هستند که خاموش و روشن می­شوند اما ما خورشیدی نمی‌بینیم و اگر هستند گم­نامند. من خیلی دوست دارم با مؤسسین بزرگترین شرکت‌های ایرانی آشنا شوم. کتاب خاطراتشان را بخوانم و اگر فرصتی باشد با آنها رو در رو به صحبت بنشینم. البته افرادی که با استفاده از رانت به فرصت­هایی دست می­یابند باید نکوهش و معرفی شوند ولی فضای اقتصادی باید در کلان به گونه­ای مدیریت شود که افراد ناسالم نتوانند در آن نفوذ کنند. امروزه موقعیت فردی مثل بیل گیتس، استیو جابز و دیگرانی که سرآمدان کارآفرینی هستند از طرف عموم جامعه ناعادلانه نیست. پس اینکه جایی اختلاص می­شود نباید به حساب همه آدم‌هایی گذارده شود که از لحاظ مالی متمول هستند. مسیر کارآفرینی و  فرآیندی که طی می­شود باید به دقت بررسی شود و تمام موانع این مسیر شناسایی شده و در سطح مدیریت کلان برطرف شود. استفاده از نظرات همین افراد کار آفرین برای رسیدن به این هدف مهم استباید با دقت به این مسئله توجه کرد که چه اتفاقی می‌افتد که یک فرد یا سیستم دنیا را در مدت کوتاهی می­تواند متحول کند و کارآفرینی در سطح جهانی ایجاد می­کند. فکر می‌کنم ما هنوز با آن فضاها فاصله داریم. ولی امروز باید این فضاها را طراحی کنیم تا بتوان کارآفرینی را بطور سیستمی رشد داد. پایه­های اقتصادی باید اصلاح شود. شاید سیاست­های اقتصادی باید اصلاح شود، شفاف‌تر شود. آنجاست که کارآفرینی به معنای واقعی خودش شکل می­گیرد و وقتی شکل گرفت افرادی که برجسته هستند مسلماً باید به جامعه خوب معرفی شوند.


با توجه به  نکته­ای که شما فرمودید، به نظرتان دولت یا مجلس چه نقشی می­تواند ایفا کند؟
اصلاح قوانین گذشته و تدوین قوانین بروز با توجه به نیازهای امروز و البته اجرای دقیق آنها.


راهکار قانونی برای شناسایی کارآفرین­ها وجود دارد؟
کارآفرینی دارای شاخص­هایی می­باشد که شاید به راحتی بتوان با تعیین آن شاخص­ها بخش عمده­ای از کارآفرینان را شناسایی کرد. کار اصلی پس از شناسایی آنهاست. ایجاد مکانیسمی که در آن کارآفرینان بتوانند دیدگاه‌های خود را عرضه کنند و این دیدگاه­ها بتواند به اصلاح سیستم بپردازد. این کار حتماً اثرگذار خواهد بود. من به عنوان کسی که شما به عنوان کارآفرین از او اسم می‌برید توقعم شاید مسائل بنیادی‌تری است. من انتظار ندارم امروز برجسته شوم و فکر می­کنم اگر یک سری راهکارها ایجاد شود، ما می­توانیم شرایطی را ایجاد کنیم که در اصل به معنای واقع کارآفرینی در سطح گسترده شکل بگیرد. امروز ما با مسائلی دست و پنجه نرم می­کنیم که اصل آن به ما ارتباطی ندارد و آن تضاد در تصمیم‌گیری کلان اقتصادی است. یک تصمیم در حوزه‌ی بانکی گرفته می­شود که دو هفته‌ی دیگر لغو می‌شود و یک قانون دیگر می‌آیدمی‌دانید همین مسائل است که با روح کارآفرینی در تضاد است. همه‌ی کسانی که در این حوزه کار می‌کنند، مأیوس، دلسرد و خسته می‌شوند. انرژی ما دارد صرف فکر به تغییرات نرخ ارز می‌شود که وقتی این ارز بالا می­رود چه اتفاقی می­‍افتد. تمرکز کلان مجموعه از مأموریت اصلی خود فاصله می­گیرد. الآن به این فکر می­کنم که تغییرات نرخ ارز بر روی ساختار مالی شرکت چه اثری می­گذارد. سرمایه در گردش سیستم به چه نسبتی جابجا می­شود. البته مدیریت ریسک در دنیا امروز یک تخصص است ولی در همان مدیریت اگر بازه‌ی نوسانات از حد نرمال خود خارج شد آنجاست که سیستم اقتصادی از شفافیت دور می­شود و فرصت‌های کوتاه مدت برای فساد اقتصادی ایجاد می­کند. انتظار ما از دولت و مجلس، بحث کلان اقتصادی، سیاست‌های کلان اقتصادی، سیاست‌های کشوری است. معرفی بنده به عنوان یک کارآفرین از این جهت می­تواند دلگرم کننده باشد که بتوانم برای بهبود وضع سیستم تحت مدیریتم از آن استفاده کنم. چیزی که از اهمیت اصلی برخوردار است اینست که کسانی که در این سیستم فعالیت و کار می­کنند راضی باشند و حقوقی مکفی و به موقع دریافت کنند. رکود حاکم بر بازار وقتی مرا مجبور می­کند که از حجم کار کم کنم و دست به تعدیل افرادی بزنم که سالها با آنها زندگی کرده­ام تجربه تلخی است. برای من مهم است که با نوآوری در محصولات به جامعه خودم خدمت بهتری برسانم. ولی عدم شفافیت در اوضاع اقتصادی مانع از برنامه­ریزی بلند‌مدت می­شود. تحقیق و توسعه که یک فرآیند بلند‌مدت است را مجبوریم در سیستم کمرنگ کنیم.


به‌طور خاص روی صنعتی که شما درگیر آن هستید، حمایت­های حاکمیتی خاصی وجود دارد؟ 
حمایت­های مختلفی می­توانم بگویم در سطح بضاعت! امروز با این مسائلی که دست به گریبان هستیم مانند تحریم‌های نفتی، تحریم ورود ارز شاید بگویم دولت ما بضاعتش محدود است. افزایش قیمت مواد اولیه و کاهش اعتبار در بازار باعث شده که سرمایه در گردش ما شدیداً تحت تأثیر قرار گیرد. خواسته‌ی ما از دولت این نیست که به ما وام بدهد اگرچه واحدهای تولیدی فعال به عنوان یک مسکن سخت به آن نیاز دارند. ولی چه فایده اگر نتوان آن را در یک گردش سالم به ارزش تبدیل کرد چرا که بهره‌ی این وام و جرایم آن در صورت به تعویق افتادن هزینه­هایی نیست که بتوان نادیده گرفت. ضمن اینکه نیازمند هم هستیم ولی باید مسائل بنیادی طرح و برای آن راه حل بنیادی ایجاد کرد. زیرساخت­ها اصلاح و بعضاً ایجاد شود، به اقتصاد با دید علمی پرداخته شود و سیاست در خدمت اقتصاد باشد نه بالعکس. بطور مثال شرکت همگرایان تولید توان رشد تا 10 برابر فعلی را دارد. به این معنا که تا 10 برابر کار ایجاد می­شود و اثرات اقتصادی بعدی که ایجاد می­کند. این موضوع برای اکثر شرکت‌ها جاری است، ظرفیت­هایی که جذب نشده­اند. شرط آن ایجاد رونق در بازار است. اینجا حوزه­ای است که مدیران در سطوح بالای دولتی باید به آن فکر کنند. اگر میزان تولید ما دو برابر هم شود نیاز به هیچ وامی نداریم. ما ظرفیت تولید داریم اما وقتی پروژه‌های عمرانی خوابیده، به فلان سد بودجه نرسیده و کارگاه خوابیده و موارد زیادی که امروز شاهدیم باعث شده که از بخشی از ظرفیت موجود استفاده کنیم. حال چنانچه بازار به رونق بیفتد ظرفیت خالی ما با کم­ترین هزینه‌ی سربار جذب می­شود و سود حاصل از آن می­تواند شرایط کار را بسیار سیال کند. یعنی شرایطی ایجاد می­شود و شرکت ارزش آفرین می‌شود، این ارزش‌آفرینی توسعه پیدا می­کند. مثال بنگاه­های زودبازده تجربه­ای بسیار تلخ است. تخصیص تسهیلات در مدت کوتاه و با کمترین نظارت شرایط را به جایی می­رساند که امروز بانک­ها از کمبود منابع لازم رنج می­برند و شرکت­هایی که واقعاً نیاز به این منابع دارند به آن دسترسی ندارند و در آن سر داستان در خوشبینانه­ترین شکل ممکن شرکت­های نوظهوری داریم که با کم­ترین تجربه منابعی را تخصیص داده­اند که مدت زمانی نیاز است تا به بهره‌برداری برسد اگر که به مشکل نخورند و غیره. پیش بینی این شرایط برای منی که در آن موقع چندسالی از شروع شرکت گذشته بود، ممکن بود. تسهیلات بنگاه‌های زودبازده نتیجه‌اش این می­شود منی که امروز کسب و کارم شکل گرفته برای تأمین سرمایه در گردش به بانک مراجعه می­کنم و با در بسته مواجه می­شوم که دلیل آن کمبود منابع می­باشد. تسهیلات بانکی کمک به یک فعال اقتصادی نیست بلکه امانتی است که جامعه در اختیار بانک قرار داده تا بانک به فعالان اقتصادی واگذار کنند و برای همین جامعه تولید ارزش کنند. به عنوان یک فعال اقتصادی باید تأمین منابع مالی کنم. اگر این مسائل درست شود، گردش درست انجام شود و بازار نرمال شود، یک سیستمی مثل سیستم ما قدرت این را دارد که در میان مدت تا 10 برابر نیرو جذب کند.


شرکت خاصی هم هست که در صنعت شما رقیب شما محسوب شود؟
بله! ما در تمام محصولاتی که داریم کار می­کنیم رقابت داریم و انحصار نداریم.


شرکت داخلی هستند؟
بله! شرکت‌های داخلی هستند، شرکت‌های خارجی هم هستند. در بحث اسپیسرها شرکت‌های داخلی هستند. یک شرکت است که از قبل روی این زمینه کار می‌کرد. نوع کار این شرکت متفاوت بود و به صورت پروژه‌ای-سفارشی کار می‌کرد
در بحث اسپیسر، مدعی هستیم کسب و کار اسپیسر را در ایران راه‌اندازی کردیم. شرکت‌های خارجی در ایران بودند که این نیازها را برآورده می­کردند، امروز هیچ شرکتی در سطح ما و با این گستردگی اسپیسر تولید نمی­کند، امروز مدعی هستیم، در این حوزه توان پاسخگویی به نیاز این صنعت را داریم. برای طراحی، تولید و عرضه‌ی این کالا یک سیستمی را  ایجاد کردیم، سیستم نمایندگی داریم که هیچ شرکتی در ایران ندارد. در مورد چارچوب‌های یک کسب و کار داریم صحبت می­کنیم. می­توانم بگویم در این زمینه هیچ کس سیستماتیک کار نکرده است. حداقل 10 شرکت هستند که تولید اسپیسر می­کنند، ولی مدعی هستیم که این بازار را ما رهبری می­کنیم، امروز شرکت کپکو روی بحث اسپیسرها تمرکز خودش را روی کیفیت و استانداردسازی گذاشته و مبنای کار خودش قرارداده است. هدف ما جنس ارزان ولی با کیفیت است. می­توانم بگویم ما جلوی ورود شرکت­های ترک را گرفتیم. می­توانیم ادعا کنیم شرکت­های چینی نمی­توانند وارد این حوزه شوند. چون مزیت رقابتی ایجاد کردیماین جنس، جنس ارزان‌قیمتی است، حمل‌ونقل آن گران تمام می­شود، به همین خاطر یک موانع طبیعی ما روی این قضیه داریم. ولی شرکت­های ترک هم که در این حوزه در دنیا خوب کار کرده‌اند می‌آیند در بازار ایران، نمی­توانند با ما رقابتی داشته باشندشرکتهای ترک بزرگی که پیمانکار هستند و الآن دارند پروژه‌های مسکن مهر را کار می­کنند دارند از ما جنس خرید می­کنند
در بحث واتراستاپ از قبل شرکت­هایی بودند، شرکت­های خوبی بودند در این زمینه و هنوز هم هستند. می­توانم بگویم در مدت کوتاهی که شرکت کپکو آمده، در بحث واتراستاپ جا افتاده و یک برند خوب در واتراستاپ است. افتخار تدوین استاندارد این کالا برای مجموعه همگرایان تولید می­باشد. بین رقبا که سالها سابقه کار دارند ما می­توانیم بگوییم امروز پروژه‌های خوبی مثل سد سیاه‌بیشه، سد گتوند و بسیاری دیگر از سدها واتراستاپ مورد نیازشان را از کپکو تهیه کرده­اند. پروژه‌ی تونل نیایش، تونل امیرکبیر که در تهران دارد انجام می­شود، پروژه‌های خیلی شاخصی هستند، واتراستاپ آنها را ما تأمین کرده­ایم. از لحاظ کیفی، می­توانم بگویم بهترین کیفیت واتراستاپ را ارائه می­کنیم. مواد اولیه واتراستاپ و ترکیب آن در انحصار خودمان است و یک سری خصوصیات منحصر به فرد دارد. در حوزه‌ی اسپیسر از رقبای جدید و حرفه­ای استقبال می­کنیم
در بحث افزودنی، رقبای خارجی زیاد بودند، قدیمی‌هایی که در بازار افزودنی بودند از شرکت­های خارجی بودندشرکت­های انگلیسی، آلمانی بودند که شاید از قبل از انقلاب فعالیت­های خودشان را شروع کردند ولی چیزی که می­توانم بگویم این است که بازار افزودنی، نسبت به بازارهای دیگری که ما کار می­کنیم، بازار گسترده‌ و بکری هست و هنوز زیاد روی آن کار نشده است، حس می­کنیم که در بحث افزودنی‌های شیمیایی مزیت­های فنی خوبی داشته باشیمدانش خوبی داریم، می­توانم بگویم تمایزی که ما نسبت به اکثر رقبای داخلی داریم، این است که نسبت به این حوزه دارای تخصص هستیم. اکثر این شرکت­ها، شرکت­های واردکننده هستند. بر روی عمده‌ی محصولاتمان تأییدیه‌ی استاندارد را گرفته­ایم، بخش دیگر آن را در حال اخذ هستیم و در بحث تحقیق و توسعه هم داریم فعالیت­های خوبی انجام می­دهیم که انشاءالله در آینده‌ی نزدیک جایگاه خوبی را در افزودنی­های بتون داشته باشیم.

Copyright © 2012: SanjeshServ.ir , all rights reserved
This website was optimized for display sizes 1024 by 768 pixles and up